كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

180

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

فَكَيْفَ پس چگونه خواهد بود حال كفره و ظلمه إِذا جِئْنا وقتى كه بياريم ما مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ از هر گروهى از امم گذشته بِشَهِيدٍ گواهى كه آن پيغمبر ايشان خواهد بود و بر اقوال و افعال امت خود گواهى خواهد داد وَ جِئْنا بِكَ و بياريم ترا اى محمد عَلى هؤُلاءِ برين گروه از امت تو شَهِيداً گواه تا اقامت شهادت كنى بر ايمان مؤمنان در لطائف قشيريه مذكورست كه چون پيغمبر ص را شفيع امت ساخته‌اند شهيد امت نيز مىسازند و مقررست كه شهادت به نوعى ادا خواهد كرد كه مجال شفاعت باقى ماند يَوْمَئِذٍ آن روز كه واقع شود درو گواهى انبياء و آن روز قيامتست يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا دوست دارند آنان كه كافر شدند به خدا وَ عَصَوُا الرَّسُولَ و نافرمانى كردند رسول وى را لَوْ تُسَوَّى آنكه راست كرده شود بِهِمُ الْأَرْضُ بديشان زمين يعنى دفن كنند ايشان را چون مردگان و مبعوث نگردند يا كنايتست بر آنكه ايشان آرزومندانند كه خاك شوند چه زمين به خاك راست كرده شود وَ لا يَكْتُمُونَ اللَّهَ و نپوشند يعنى قادر نباشند بر آنكه از خدا بپوشند حَدِيثاً سخنى را يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى آن كسانى كه گرويده‌ايد به خدا و رسول لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ گرد نماز مگرديد وَ أَنْتُمْ سُكارى و حال آنكه شما مستان باشيد از خمر و سائر مسكرات اين نهى از عين نماز نيست چه آن عبادتيست مأمور بها بلكه نهيست از اكتساب سكر كه مانع است از اداى عبادت ، روزى جمعى از صحابه در خانه عبد الرحمن بن عوف رض بشرب خمر كه در آن‌وقت مباح بود اشتغال داشتند و در زمان سراندازى و بيهوشى صداى اذان نماز شام باستماع صحابه كرام رض رسيده به نماز برخاستند و امام ايشان از غايت سكر در سوره كافرون حرف لا را كه در چهار موضع مثبت است حذف نمود و اين آيت نازل شد كه در وقت غلبه سكر به نماز نزديك مشويد حَتَّى تَعْلَمُوا تا وقتى كه بدانيد ما تَقُولُونَ آن چيز را كه در نماز مىخوانيد محقّقان مىگويند خطاب مىكند بسوى قواى روحانيه كه رقم ايمان شهودى بر صفحه جان دارند كه نزديك مشويد به نماز قربت در مسجد جامع دل در آن‌وقتى كه مستان باشيد از سكر غفلت تا وقتى كه از مستى هوا هوشيار شده دانيد كه چه مىگوئيد و بشناسيد كه سخن ما كه مىگوئيد المصلى يناجى ربه رباعى اى كه در مستى هستى مانده * و ايما در خودپرستى مانده بر سر ايوان وحدت كى رسى * چون تو در زندان پستى مانده وَ لا جُنُباً و نزديك مشويد به نماز در حالتى كه جنب باشيد و محتاج به غسل إِلَّا عابِرِي سَبِيلٍ مگر آنكه روندگان باشيد در راه يعنى مسافر باشيد و با شما آب نبود در آن محل به تيمّم نماز توانيد گذارد ديگر به‌هيچ‌وجه روا نباشد در جنابت نمازگزاردن حَتَّى تَغْتَسِلُوا تا وقتى كه غسل كنيد و بعضى گفته‌اند مراد از صلاة موضع آنست يعنى جنب در مسجد نيايد مگر آنكه راه بر آن باشد وَ إِنْ كُنْتُمْ و اگر باشيد در وقت جنابت مَرْضى بيماران مراد بيماريست كه در آن از استعمال آب بترسند كه ضرر بود أَوْ عَلى سَفَرٍ يا باشيد در سفر أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ يا بيايد يكى از شما مِنَ الْغائِطِ از خلاجاى و محدث شده باشد بخروج خارجى از احد السّبيلين .